تبليغاتX
◄◄ دختری تنها ►►
◄◄ دختری تنها ►►
 
انتظارهای یک کودک استثنایی

 انتظارهای یک کودک استثنایی:

ازشما انتظار دارم مرا همین طور که هستم بپذیرید.

از شما انتظاردارم موانع را ازسرراه رشدوبالندگی من بردارید.

از شما انتظاردارم درست حرف زدن را به من یاد  بدهید.

از شما انتظار دارم به حرف های من با علاقه و فعالانه گوش دهید.

از شما انتظار دارم مرا مسخره وتحقیر نکنید.

از شما انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید وبا من با صداقت رفتار کنید.

ازشما انتظار دارم رفتارهای درست و مطلوب مرا تشویق وتحسین کنید.

از شما انتظار دارم رفتارهای نادرست ونامطلوب مرا با جدیت به من تذکر دهید.

از شما انتظار دارم چگونه استفاده کردن از وسایل زندگی را به من یاد دهید.

از شما انتظار دارم اسم هر چیز را به من یاد دهید.

ازشما انتظار دارم با من با ملایمت و نرمی رفتار کنید.

از شما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی غذا بخورم.

ازشما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی لباسهایم را بپوشم.

ازشما انتظار دارم به من کمک کنید تا خود را اداره نمایم.

ازشما انتظاردارم به من کمک کنید تا شادابی وسلامت خود را حفظ کنم.

از شما انتظار دارم به من یاد دهید که به دیگران وابسته و متکی نباشم.



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 2:52 توسط سپیده |
انتظارهای یک کودک استثنایی:

 انتظارهای یک کودک استثنایی:

ازشما انتظار دارم مرا همین طور که هستم بپذیرید.

از شما انتظاردارم موانع را ازسرراه رشدوبالندگی من بردارید.

از شما انتظاردارم درست حرف زدن را به من یاد  بدهید.

از شما انتظار دارم به حرف های من با علاقه و فعالانه گوش دهید.

از شما انتظار دارم مرا مسخره وتحقیر نکنید.

از شما انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید وبا من با صداقت رفتار کنید.

ازشما انتظار دارم رفتارهای درست و مطلوب مرا تشویق وتحسین کنید.

از شما انتظار دارم رفتارهای نادرست ونامطلوب مرا با جدیت به من تذکر دهید.

از شما انتظار دارم چگونه استفاده کردن از وسایل زندگی را به من یاد دهید.

از شما انتظار دارم اسم هر چیز را به من یاد دهید.

ازشما انتظار دارم با من با ملایمت و نرمی رفتار کنید.

از شما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی غذا بخورم.

ازشما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی لباسهایم را بپوشم.

ازشما انتظار دارم به من کمک کنید تا خود را اداره نمایم.

ازشما انتظاردارم به من کمک کنید تا شادابی وسلامت خود را حفظ کنم.

از شما انتظار دارم به من یاد دهید که به دیگران وابسته و متکی نباشم.



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 2:51 توسط سپیده |
انتظارهای یک کودک استثنایی:

 انتظارهای یک کودک استثنایی:

ازشما انتظار دارم مرا همین طور که هستم بپذیرید.

از شما انتظاردارم موانع را ازسرراه رشدوبالندگی من بردارید.

از شما انتظاردارم درست حرف زدن را به من یاد  بدهید.

از شما انتظار دارم به حرف های من با علاقه و فعالانه گوش دهید.

از شما انتظار دارم مرا مسخره وتحقیر نکنید.

از شما انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید وبا من با صداقت رفتار کنید.

ازشما انتظار دارم رفتارهای درست و مطلوب مرا تشویق وتحسین کنید.

از شما انتظار دارم رفتارهای نادرست ونامطلوب مرا با جدیت به من تذکر دهید.

از شما انتظار دارم چگونه استفاده کردن از وسایل زندگی را به من یاد دهید.

از شما انتظار دارم اسم هر چیز را به من یاد دهید.

ازشما انتظار دارم با من با ملایمت و نرمی رفتار کنید.

از شما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی غذا بخورم.

ازشما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی لباسهایم را بپوشم.

ازشما انتظار دارم به من کمک کنید تا خود را اداره نمایم.

ازشما انتظاردارم به من کمک کنید تا شادابی وسلامت خود را حفظ کنم.

از شما انتظار دارم به من یاد دهید که به دیگران وابسته و متکی نباشم.



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 2:51 توسط سپیده |
انتظارهای یک کودک استثنایی:

 انتظارهای یک کودک استثنایی:

ازشما انتظار دارم مرا همین طور که هستم بپذیرید.

از شما انتظاردارم موانع را ازسرراه رشدوبالندگی من بردارید.

از شما انتظاردارم درست حرف زدن را به من یاد  بدهید.

از شما انتظار دارم به حرف های من با علاقه و فعالانه گوش دهید.

از شما انتظار دارم مرا مسخره وتحقیر نکنید.

از شما انتظار دارم به من اعتماد داشته باشید وبا من با صداقت رفتار کنید.

ازشما انتظار دارم رفتارهای درست و مطلوب مرا تشویق وتحسین کنید.

از شما انتظار دارم رفتارهای نادرست ونامطلوب مرا با جدیت به من تذکر دهید.

از شما انتظار دارم چگونه استفاده کردن از وسایل زندگی را به من یاد دهید.

از شما انتظار دارم اسم هر چیز را به من یاد دهید.

ازشما انتظار دارم با من با ملایمت و نرمی رفتار کنید.

از شما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی غذا بخورم.

ازشما انتظار دارم به من فرصت دهید تا به تنهایی لباسهایم را بپوشم.

ازشما انتظار دارم به من کمک کنید تا خود را اداره نمایم.

ازشما انتظاردارم به من کمک کنید تا شادابی وسلامت خود را حفظ کنم.

از شما انتظار دارم به من یاد دهید که به دیگران وابسته و متکی نباشم.



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 2:50 توسط سپیده |
دوستان شما کدام یک از این بعضیها هستید ؟؟؟

دوستان شما کدام یک از این بعضی ها هستید ؟؟؟

 

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه

بعضی‌ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو

بعضی‌ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه

بعضی‌ها یک عمر زندگی می‌کنند برای رسیدن به زندگی

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند

بعضی‌ها حمال کتابند

بعضی‌ها بقال کتابند

بعضی‌ها انبار‌دار کتابند

بعضی‌ها کلکسیونر کتابند

بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان

بعضی‌ها اصلاً قیمتی ندارند

بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند

بعضی‌ها را باید قاب گرفت

بعضی‌ها را باید بایگانی کرد

بعضی‌ها را باید به آب انداخت

بعضی‌ها هزار لایه دارند

بعضی‌ها ارزششان به حساب بانکی‌شان است

بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفکر جماعت نه

بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند

بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند

بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند

بعضی‌ها برای پول همه کاره می‌شوند

بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند

بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند

بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند

بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند

بعضی‌ها نان خشک و خالی میخورند

بعضی‌ها اصلا نان نمی‌خورند

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌کنند

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند

بعضی‌ها صدای آب را ترجمه می‌کنند

بعضی‌ها صدای ملائک را می‌شنوند

بعضی‌ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند

بعضی‌ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمی‌دهند

بعضی‌ها در تلاشند که بی‌تفاوت باشند

بعضی‌ها فکر می‌کنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست

بعضی‌ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست

بعضی‌ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود می‌دانند

بعضی‌ها فکر میکنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی

بعضی‌ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌کشند

بعضی‌ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه می‌گیرند !



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 2:49 توسط سپیده |
تو اين دوره زمونه هر كي با يه چيزي حال ميكنه...

ازش كه مي پرسم ميگه حافظ...چاي تو قوري لعابي...زير لحاف كرسي...

بهش ميگم يه شعر از حافظ بخون...

انگار ميخواد استخاره بگيره...

با هزار زحمت عينك ذره بينيشو رودماغش تنظيم ميكنه...

چار پنج تا به به ميكنه...

به اينجاش كه ميرسه:تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز...

بهش ميگم حائل يعني چي ...

ميگه چاييتو بخور...به به عجب شعري بود...

و من دلم به حال حافظ مي سوزه...به حال او بيشتر...

اون يكي ميگه من متال گوش ميكنم...

عاشق فيلماي جان كري ام...

حالمم از دوغ بهم ميخوره...

بهش ميگم منظورت جيم كريه ديگه؟...

اصرار در اصرار كه نه بابا جيم كري يكي ديگه است...

ميگفت تو ان بي اي توپ ميزنه...

ديگه ازش نپرسيدم متاليكا رو ميشناسي؟

يهو دلم هواي دوغ كرد...

كناريش رو به زور به حرف كشيدم...

سه كلمه بيشتر نگفت...

قهوه تلخ...تماشاي برف از پشت پنجره...سومیشو آهسته دم گوشم گفت...

تايتانيكش غرق شده بود...

هر سه تاشون ميخواستن حال كنن...ولي راهشو نمي دونستن...

شايد كسي نبوده بهشون بگه با خدا هم ميشه حال كرد...

كاش يكي بهشون ميگفت اين رو هم تجربه كنن...



| *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 21:1 توسط سپیده |
یوسف و زلیخاه اینبار با طنز

سپيده

مي رسد مجموعه يوسف به پايان غم مخور

 ميشود سيماي ما روزي گلستان غم مخور

 اي زليخا!!! جعفر دهقان اگر شوهر نشد

 آخر شب ميرسد بهرام رادان غم مخور

 مدرک زيبايي يوسف اگر قلابي است

 اصل آنرا مي دهد آقاي کردان غم مخور

 نظر یادتون نره ها



| *| نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 13:1 توسط سپیده |
غم

بگذاشتیم٬غم تو مگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادار تر است

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست



| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 20:20 توسط سپیده |
دوست داشتن

....  

عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن

وقتی که دیگر نبود          من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت        من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد       من شروع کردم

وقتی او تمام شد           من شروع کردم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مردن

....  



| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 19:53 توسط سپیده |
خلوتم را نشکن

خلوتم را نشكن .

تقدیم به تمام عاشقان

خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

خلوتم مرواريد است به دست صياد

خلوتم تير وكماني ست به دست سحر

خلوتم راه رسيدن به خداست

خلوتم را نشكن ای عشق من



| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 19:52 توسط سپیده |


sepideh-girl

سپیده

sepideh-girl

http://sepideh-girl.blogfa.com

◄◄ دختری تنها ►►

◄◄ دختری تنها ►►

◄◄ دختری تنها ►►

سلام .
من سپیده هستم با خصوصیاتی متفاوت وعاشق تیم استقلال و خیلی مهربون.
راستی تو نظر سنجی مون حتما شرکت کنید.
اینم بگم که من خیلی دوستتون دارم و خیلی تنهام و عاشقم:::.. ! عاشقی بدون قلب !

◄◄ دختری تنها ►►

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog